آیا امواج در خلا تبادل گرمایی دارند؟
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۳  کلمات کلیدی:

فرستنده: سوسن س. prince_ailin در yahoo.com

سوال: آیا امواج در خلا  تبادل گرمایی دارند؟

جواب: بله. خلا در نظریه ی میدان حالتی است که انرژی مقدار ویژه ی صفر دارد. نمونه ی رفتار ِ دمایی امواج در رفتار فوتون در جعبه ی سیاه ِ خالی است. در واقع این بستگی به شرایط مرزی دارد. اگر دیواره ها مثل ِ خود ِ دنیا منبسط شوند آرام آرام، دیگر این انرژی حتا برای خود ِ خلا صفر نمی ماند. حتا خلاء هم دما پیدا می کند.


 
نیروی چسبندگی
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۳  کلمات کلیدی:
فرستنده: امیر حسین عارف، دانشجوی مهندسی شیمی
سوال: اگه ممکنه در مورد ارتباط بین نیروهای چسبندگی و پیوستگی با کشش سطحی توضیح بدین و علت بالا و پایین رفتن در لوله مویین و اینکه به عنوان مثال چرا در لوله مویین سطح آب بالا تر رفته و با تحدب همراه است ولی در مورد جیوه پایینتر آمده و با تقعر همراه است؟
 
جواب: جیوه را که در لوله ی شیشه ای بریزید در قسمت ِ نوک گرد و قلنبه می شه. اما اگه بجای شیشه ظرفش مسی باشه نوک ِ جیوه در ظرف گرد و فرورفته میشه. این به خاطر ِ اینه که مولکول ها هم رو یا بغل می کنند یا نه. اگه نه که حالت قلنبگی درست میشه. اگه آره که فرورفتگی درست میشه. حالا فرض کنید سطح ِ مایع با دیواره زاویه ی تتا می سازه.
چسبندگی مایع-جامد  = - چسبندگی مایع-هوا * کسینوس تتا.
اگه لوله ای باریک باشه طوری که وقتی روی مایعی قرارا میگیره مقداری از مایع بخاطر ِ چسبندگی ازش توش بالا بکشه، ارتفاع ِ مایع هست:
ارتفاع مایع ِ بالا کشیده شده = (۲*چسبندگی مایع-هوا * کسینوس تتا) / (چگالی ِ مایع * شتاب ِ جاذبه زمین * شعاع ِ لوله )
توجه کنید که همین اثر ِ چسبندگی است که باعث میشه گل ِ نیلوفر توی آب غرق نشه و همیشه روی آب باشه.

 
وارونگی دما - کشش سطحی
ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٦  کلمات کلیدی:

فرستنده: سميه داوودی  somayeh_davodi2003 ات yahoo.com

سوال:  
۱) وارونگی دما را از طریق فیزیکی توضیح دهید ؟
۲) اثر غلظت بر کشش سطحی ؟
۳) چرا با افزایش دما کشش سطحی کاهش می یابد؟

جواب: 

۱) در حالت ِ عادی هرچه در جو بالا بريم سردتر ميشه. يعنی هوای سرد بالای هوای گرمتر قرار ميگيره. اين حالت ِ عاديه. اما گاهی در يک ارتفاعی وقتی بالا بريم می بينيم که دما تغييری نکرد يا حتا گرمتر شد. اين ناحيه از جو توش وارونگی دمايی رخ داده (Temperature Inversion).  اين يعنی اينکه يه سرپوشی از هوا  روی همه ی هواهای زيرين گذاشته شده. بطور ِ عادی وقتی هوا آلوده ميشه اين آلودگی بالا ميره. چون هوای گرم هميشه بالا ميره. توی جو ِ عادی هم چون هواهای زير گرمه و بالا سردتر اين بالا رفتن تا ارتفاعات ِ زيادی ادامه داره و دود و ... بالا ميره. اما وقتی در جايی از جو وارونگی دمايی رخ داده باشه اين آلودگی ها ديگه بالاتر نمی رن چون هوای بالاتر گرمتره يا هم دما هست. اينه که آلودگی گير می کنه اونجا.  

۲ و ۳ ) کشش سطحی (Surface tension) نيروييه که بين ِ مولکولهای يک مايع هست. علت ِ بالا بودن ِ بغلهای مايع ِ روی ديواره ی ليوان اين کششه. علت ِ گرد بودن ِ قطره ی مايع هم اينه. علت ِ دم دار بودن َ قطره ی آبی که ار جايی می چکه هم همينه.  کشش سطحی رو با γ نشون ميدن. واحدش ارگ بر سانتيمتر مربع (erg/cm2) هست معمولا. کشش سطحی هميشه سعی می کنه که مساحت ِ مايع رو کم کنه. يعنی جوری که اگه کسی روی مايع راه بره هيچ چاله ی مکنده ای روی سطح نبينه.  تعريف ِ کشش سطحی اينه:

γ = (مساحت / تعداد مولکولها) ( مولکول  / انرژی کشش) 

برای آب ميشه:

γ = (۱/۶×۱۰-۱۱ erg   ÷   ۶) (۱  ÷  ۳×۱۰ cm۲ )  = ۲۵۰ erg cm

حالا جدول ِ زير کشش سطحی ِ همين آبی که گفتيم را در دماهای مختلف نشان می دهد. به تغييرات ِ آن اگه دقت بشه می بينيم که با افزايش دما کشش سطحی  کم می شود.

دما 

( C)

 کشش سطحی

(erg cm-2)

۸- ۷۷/۰
۵- ۷۶/۴
۰ ۷۵/۶
۵ ۷۴/۹
۱۰ ۷۴/۲۲
۱۵ ۷۳/۲۹
۱۸ ۷۳/۰۵
۲۰ ۷۲/۷۵
۲۵ ۷۱/۹۷
۳۰ ۷۱/۱۸
۴۰ ۶۹/۵۴
۵۰ ۶۷/۹۱
۶۰ ۶۶/۱۸
۷۰ ۶۴/۴
۸۰ ۶۲/۶
۱۰۰ ۵۸/۹

اينکه چرا اينطوره بخاطر اينه که در مايع ِ داغتر مولکولها بيشتر روی هم می لغزن و شل تر هستن. پس انرژی ِ کشش بين مولکولها کمتره.
 
کشش سطحی به نوع ماده هم بستگی داره.  مثلا آب (بين مولکولهاش پيوند ِ هيدروژنی داره) و می بينيم که مثلا در دمای ۲۰ درجه کشش سطحيش هست ۷۵/۷۲.  اما در جيوه که پيوندهاش فلزی هست در همين دما کشش سطحی هست:  ۲/۴۶۰.  بيشتره. به همين خاطر جيوه که بريزه گلوله های زيادی درست ميکنه اما آب اينطور نيست.  

در مورد غلظت يه چيزيه مهمه. وقتی دمای جسمی بالا ميره غلظتش «کم» ميشه. از طرف ديگه کشش سطحی هم با افزايش دما کم ميشد. اما نميشه گفت که آيا هر چه جسم غليظتر باشه کشش سطحيش زياد تره يا کمتره. ماده با ماده فرق داره. عموما کشش سطحی و غلظت از هم مستقلن. اينجا رو بخونين.

ممنون از سوالتان


 
زمان
ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٦  کلمات کلیدی:

From:  Stardust Stricken stardust.stricken []  gmail.com

Question: 
Hello, I was just reading your answer to a question about whether time is continuous or discrete.  You mention that time is indeed discrete, if I understand the answer right.  If that were so, one would not be able to take derivatives with respect to time, continuity being the iff condition for derivability.  Or maybe I am missing something.
Thanks, S-
 
Answer:
Since the discretization of time is dominated in the planckian time scale (tp = h c5/G =  10 -44 sec), we cannot observe its macroscopic effects in the ordinary time scales.  For a better view, please read this paper.
Thanks.
 
 

 
انحراف نور
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٦  کلمات کلیدی:

فرستنده: ساره دادفر sarehbaniean ات yahoo.com

سوال:   نور تحت چه عواملي (به جز شكست نوردر گذر از يك محيط به محيط ديگر) منحرف ميشود؟  ايا گرانش باعث انحراف نور ميشود ؟مگر نه اينكه نيروي گرانشي بين دو ذره كه داراي جرم اند برقرار ميشود؟!!پس علت چيست

جواب:  انحراف ِ نور در مورد ِ گرانش مربوط به جرم نيست. حضور ِ جرم در جايی؛ فضای اطرافش را خم می کند. نور در واقع منحرف ميشه اما اين بخاطر ِ جذب  گرانشی نيس. بخاطر خميده بودن ِ فضا.  در واقع نور داره راه ِ مستقيمش رو ميره اما در مقايسه با فضای تخت اين دو مسير مستقيم با هم فرق دارن.  در فضای تخت مسير ِ مستقيم کوتاهتره از مسير مستيقيم در فضای خميده. مثلا  مورچه ای که روی يک کره راه ميره مسير طولانيتری رو طی می کنه بين دو نقطه چون نمی تونه از داخل ِ کره  راه  بره.

ممنون از سوالتان


 
نور
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٦  کلمات کلیدی:

فرستنده: ساحره دادفر sarehbaniean ات yahoo.com

سوال:  من سوالي در مورد نور داشتم. نور مرئي جزء امواج الكترومغناطيس است  و براي امواج حركات سينوسي و كسينوسي و تناوبي و غير تناوبي  مطرح مي كنيم.  از طرفي  گفته مي شود  نور به خط مستقيم حركت مي كند اين دو امر در مورد حركت نور  چه طوري همديگر را توجيه ميكنند ؟. در واقع اشكال كار من در كجاست

جواب: اين نوسانات سينوسی وجود داره. اما تغييرات به صورت ِ عادی قابل مشاهده نيست. اثرات ِ اين نوسانات وقتی مشاهده می شود که نور از دو سوراخ ِ تنگ ِ نزديک به هم عبور کند. اطلاعات بيشتر

ممنون از سوالتان


 
گشتاور دوم سطح
ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٥  کلمات کلیدی:
فرستنده: آرمان خليل بيگی  amiamair ات yahoo.com
 
سوال:  لطفا راجع به" گشتاور دوم سطح" كه بُعد آن "ال به توان 4" است توضيج اجمالي دهيد.
 
جواب: گشتاور دوم ِ يک چيز ِ مساحت دار در واقع نشون ميده که چقدر هندسه ی ظاهری ِ چيزی سفته. يعنی چقدر در مقابل خم کردن مقاومه. برای جسم ِ زير اينطور تعريف ميشه:
 
I = y2  b(y)   dy
که y فاصله از محور ِ خنثای جسم است و b عرض ِ جسم در فاصله ی y از محور خنثا است.  محور خنثای جسم جايی است که
 
اگر جسمی در فاصله ی زيادتر از محور ِ خنثا پهن تر شود اين گشتاورش بيشتر است.
مثلا:
 
    
I = πD۴/۶۴                     I = W H۳/۱۲                 I = (W H۳ - w h۳) /۱۲
 
 
ممنون از سوالتان
 

 
کاربردهای اشعه ی ايکس
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٥  کلمات کلیدی:

فرستنده:: free7fsh [] yahoo.com

سوال: کاربردهای اشعه ی ايکس چيست؟

جواب: اين لينک را ببينيد. ممنون


 
ایا می تونیم بگیم جرم هم کوانتیده است؟
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱۸  کلمات کلیدی:

فرستنده: مريم انجيدانی

سوال: جرم ذرات باردار کوانتیده است؟ ایا می تونیم بگیم جرم هم کوانتیده است؟

جواب: يک ذره بالاخره يک جرم ِ سکون داره که ميشه گفت ميزان انرژی ايه که توش حبسه.  اما وقتی حرکت کنه جرمش تغيير می کنه.  بله. جرم و انرژی يک چيز هستند از لحاظ مفهومی. طبق فرمول E=mc2 اگه انرژی کوانتيده باشه جرم کوانتيده ميشه اما در واحد ِ   ۱۶- ۱۰ * ۳/۰ .  

ممنون ار سوالتان


 
آيا ثابت ميشه که سرعت نور بايد اين سرعت ِ ثابت باشه؟
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱۸  کلمات کلیدی:

فرستنده: mrhamidomid [] yahoo.com

سوال: آيا ثابت ميشه که سرعت نور بايد اين سرعت ِ ثابت باشه؟

جواب: نه. اين فرض ميشه تا معادلات ماکسول ناوردا بشن. اما بعدش می بينبم که جوابها با طبيعت جور در ميان. خيلی چيزا قابل پيشبينی ميشن و پيش بينی ها درست از آب در ميان.

ممنون از سوالتان


 
چرا ماه و ماهواره ها با وجود جاذبه رو زمين نمي افتن؟
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱۸  کلمات کلیدی:

فرستنده: gholghasht [] yahoo.com

سوال:  چرا ماه و ماهواره ها با وجود جاذبه رو زمين نمي افتن؟

جواب: به همون دليلی که ماه نمی افته. يعنی سرعت. يه سنگ ببنديدن به سر يه طناب و سر ديگه ی طناب رو بگيرين و بچرخونين. به نظر مياد که ديگه جاذبه ی زمين نتونه سنگ رو کنترل کنه.

ممنون از سوالتان


 
اقدام غيرحرفه ای روزنامه ی شرق
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٩  کلمات کلیدی:
نسخه ی ۲
 
روزنامه ی شرق ويژه نامه ی جالبی درباره ی انشتين چاپ کرده. متاسفانه در يک اقدام غيرحرفه ای مطلبی را که من ۳ سال پيش درباره انشتين با زحمت ِ فراوان جمع آوری کردم نوشتم و در وب سايتم قرار دادم را
 
۱- بدون اجازه ی نویسنده
۲- بدون اشاره به منبع و
۳- بدون اشاره به نام نويسنده
 
پی گيری کردم. اينجا متن نامه را ميگذارم که ببينيد بيماری عقب ماندگی علمی ايران ناشی از چه برخورهايی با اصحاب ِ علم است.  آقای سليمان فرهادی جواب دادند به نامع ام به شرح زير:
 
آقاي انصاري با سلام فرهاديان هستم از گروه علم روز نامه شرق و مسيول ويژه نامه اينشتين
متاسفانه در هنگام صفحه بندي اسم شما در مطلب سالشمار زندگي اينشتين از قلم افتاد.
با اينهمه ما نيز از اشتباه پيش آمده كه عمدي نبود متاسفيم
اما
الف-استفاده از لفظ دزدي براي ويژه نامه اي كه در تاريخ مطبوعات ايران بي سابقه است چندان هم خوشايند نيست
ب-اين مطلب بدون نام چاپ شده بود نه آنطور كه شما گفتيد: به نام خودش
ج-متاسفانه نا مه اي از شما نداشتيم
د-به اصول اوليه روز نامه نگاري احترام گذاشتيم ودر اولين فرصت شنبه تصحيح ميشود
ه-قطعا اين اشتباه در مورد ماري كوري تا نصيرالدين توسي تكرارنمي شود اما اگر خودتان مايل باشيدمي توان آنرا باذكر نام نويسنده در روز نامه درج كرد
و-يكبار ديگر متاسفيم
 با تشكر فرهاديان
 
 
روز شنبه تصحيحی نوشته شد به شرح اين لينک (تصحيح ويژه نامه ی انشتين
اما هيچ اشاره ای به منبع مطلب نشده است و همچنين در نسخه ی اينترنتی هنوز مطلب بی صاحب و بی منبع است. اين به اين معناست که طول ساليان آينده هرکس دنبال انشتين در اينترنت جستجو کند و مطلب دزديده شده ی شرق را بيابد آنرا می تواند اصل تلقی کند.
 
بعد از آن ۳ نامه به آقای فرهاديان نوشتم که نسخه ی اینترنتی را اصلاح کنند. همه ی آنها بی جواب مانده است.

اين جوابيه را به نامه ی ايشان در اينجا می گذارم:

آقاي فرهاديان 
با سلام
نوشتيد: «متاسفانه در هنگام صفحه بندي اسم شما در مطلب سالشمار زندگي اينشتين از قلم افتاد.» يک سوال: مگر اصلا فرار بود که نام من چاپ شود؟ مگر از من اجازه گرفته بوديد برای چاپ؟
 
نوشتيد:
«الف-استفاده از لفظ دزدي براي ويژه نامه اي كه در تاريخ مطبوعات ايران بي سابقه است چندان هم خوشايند نيست»
چقدر زيباتر بود اين کار ِ بی سابقه را بدون دزديدن مطالب ِ اينترنتی انجام می داديد.
 
«ب-اين مطلب بدون نام چاپ شده بود نه آنطور كه شما گفتيد: به نام خودش».
اين مطلب کماکان به نام خودش (روزنامه ی شرق) روی اينترنت قرار دارد.
 
«ج-متاسفانه نا مه اي از شما نداشتيم»
قاعدتا بايد برعکس باشد و شما بايد به من نامه می داديد و اجازه می گرفتيد!
 
«د-به اصول اوليه روز نامه نگاري احترام گذاشتيم ودر اولين فرصت شنبه تصحيح ميشود»
ولی هنوز نسخه ی اینترنتی بی صاحب و بی منبع است. شما اسم منبع را هيچ جا نياورديد.
 
«ه-قطعا اين اشتباه در مورد ماري كوري تا نصيرالدين توسي تكرارنمي شود اما اگر خودتان مايل باشيد مي توان آنرا باذكر نام نويسنده در روز نامه درج كرد.»
شما بايد مثل ساير کشورهای دنيا اول اجازه ی موردی بگيريد. فله ای که اجازه نمی دهند.
 
در پايان از شما می خواهم حالا که مطلب بی اجازه برداشت شده حداقل منبع و نام نويسنده را در نسخه ی اینترنتی اشاره بفرماييد.
محمد حسين انصاری
 

 
نظريه ی MOND
ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٧  کلمات کلیدی:

فرستنده: نگين قربانی abresefid_gh@yahoo.com

سوال:

چرا قانون گرانش اينطوری است:   F=Gm1m2/r2

جواب:

اين قانون طبيعت است. اينطوری خلق شده. اما يه چيز مهمه. اين قانون ميشکنه وقتی که راجع به حرکت ستاره ها در يک کهکشان بررسی ميشه. اين همونجاييه که ملت از ترس شکستن اين قانون اومدن گفتن که نه خير اين فانون نميشکنه اونحا بلکه يه چيزی بنام ماده ی تاريک توی کهکشانه که نميشه ديدش و بخاطر گرانش اونه که اين قانون شکسته. سوال شما فوق العاده اونجا مهمه. راجع به ماده ی تاريک و نظريه ی MOND بررسی کنين. می ارزه که رو اين موضوع اطلاعات بگيريد از مجله ی نجوم.


 
egrav
ساعت ٤:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٧  کلمات کلیدی:

From: Nafiseh Masoumzadeh

Would you please explain just two sentences about egrav in your blog ? and i am a bs student in physics , if i want to continue this subjest,what am i should?

Answer:

egrav is my personal research weblog that gets updated time to time whenever I do a new research. My main field of research is Quantum Gravity which is a composition of Quantum Theory and General Relativity. I am interested to the newest way of the field which has been developed in last decade by Ashtekar, Smolin, Roveli etc. and it is called Loop Quantun Gravity.

To extend the research on my second paper, A statitistical formalism of the causal dynamical triangulation, you must know statistical physics (Ising model and Renormaliozation Group) a little bit and the idea of path integral amplitude of quantum mechanics. If you are interested plz send send me a message and explain your background in physics.

Thanks


 
طرح یک ازمایش ساده
ساعت ٤:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٧  کلمات کلیدی:
فرستنده: سیامک جبراییل وند siam_1983@yahoo.com
سوال:
از مدتها قبل این سوال در ذهن من بوده که ایا می توان با طرح یک ازمایش ساده می توان پی برد که مغناطیس به مکانیک تبدیل می شود یا نه ؟
ازمایش من این بود که یک ارمیچر را در اطراف یک سیم راست حامل جریان حرکت می دادم تا شاهد چرخیدن سیم پیچ ان باشم. ولی موفق نشدم البته فکر می کنم به دلیل ضعیف بودن میدان  مغناطیسی سیم باشد در ضمن  سیم را لخت کرده بودم. لطفا در این مورد توضیح دهید.

جواب: آرميچر ميدان مغناطيسی را در درون درست می کند و خود اين اثر چرخش تبديل انرژی مغناطيسی به مکانيکی است. يادتان باشد که بايد تغيير شار مغناطيسی درست کنيد.

موفق باشيد و باز هم فکر کنيد


 
expansion or contraction of a hot hole
ساعت ٤:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٧  کلمات کلیدی:

From: Hamed Jafari <hjafari57 [ ] gmail.com>

I am an engineering student in Iran. As a matter of fact I had a
question and it would be very good for me to have your help. The
question is " We have a plate with a hole on it from one face to the
other. The plate is not very big and we consider it as a two
dimensional problem.Then it is warmed to the extend that it starts to
expand. How will be the change in the surface of the hollow on the
plate.? Does it get bigger or smaller?"

Solution:

It gets bigger, I think. Since the molecules on the perimeter of the hole are packed to each other, once you increase their oscillations, they cannot jiggling toward each other. The only freedom in front of them is to get farther from each other. Therefore they expand their distances in between themselves to have more space for their more passionate (warmer) motions.

Thanks

 


 
واحد کيلوگرم-نيرو ديگه چی چيه؟
ساعت ۳:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٧  کلمات کلیدی:

فرستنده: مريم انجيدانی anjidanymarjan [] yahoo.com

سوال: واحد کيلوگرم-نيرو ديگه چی چيه؟

جواب: اين منبع بسيار خوبی برای شناختن واحدهای جديد است. ظاهرا هر نيوتن = ۰/۱۰۱۹۷ کيلوگرم-نيرو است.


 
Quantum Diaries و iPN
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٥  کلمات کلیدی:

 

يکی ديگر از قدرقدرتهای فيزيک دنيا به خبرگزاری فيزيک ايران iPN لينک داد!

وقتی داشتم در گوگل درباره وبسايتهايی که به iPN لينک داده اند ميگشتم با تعجب ديدم که سايت کوانتوم دياريز Quantum Diaries به iPN لينک داده. اين سايت مجموعه ی تعداد زيادی وبلاگ متعلق به تعدادی برترين فيزيکدانهای دنياست. که البته هيچ ايرانی ای هنوز اونجا نيست! قبلا هم مرکز تحصيلات تکميلی زنجان و دانشگاه الزهرا به iPN لينک داده بودن.

برای اينکه بدونين چه کسانی توی کوانتوم دياری مينويسن بايد بگم افرادي مثل جان اليس (بلاگ؛ ويديو)؛ دبی هريس (بلاگ؛ ويديو) و بقيه ... می نويسن. حتما هر روز به بلاگهای اين آدما سرزدن و خوندن زندگی روزانه ی فيزيک پيشه های برتر دنيا لذت زيادی داره.

دارم فکر ميکنم که اصلا وبلاگ ۳ ساله ی iPN رو فقط به انگليسی بنويسم. اينجوری حداقل خواننده هايی پيدا می کنم که فيزيک رو زحمت کشيدن و يادگرفتن. شايد برای ايرانی يک وبلاگ موسيقی يا سياسی يا از اين دست بيشتر خواننده داشته باشه!

وبلاگ نويسي «متاسفانه» توسط يکسري آدم سياسي و نيمچه سياسی تبليغ شد تو ايران. در صورتيکه من مي بينم که هزاران استاد فيزيک وبلاگ رو براي ارتباط تخصصي با مخاطب هاي متخصص به کار ميبرن.

متاسفانه حجم وبلاگهاي واقعي علمي به فارسي خيلي کمه. تعداد زيادي از وبلاگهايي هم که هستن فقط مزخرف محض مي نويسن که اصلا علم نيست.

اما جای اميدواری هست وقتی آدم وبلاگهای خوبی مثل

رو ميبينه. (ببخشيد که اسم همه ی وبلاگهای خوب رو نميتونم بنويسم).

لطفا نظرتون برای انگليسی کردن iPN برام بنويسين. و ترجيحا در خود iPN و نه اينجا.


 
کی گفته مکانيک کلاسيک شکست خورده ؟
ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٤  کلمات کلیدی:

فرستنده: علی Ali_heshi[]hotmail.com

چرا با وجود شکست مکانيک کلاسيک ما بجای نسبيت از مکانيک نيوتنی استفاده می کنيم.

جواب) کی گفته مکانيک کلاسيک شکست خورده؟!! بعد از ظهور نسبيت. بچه ها به اين شر و ور هايی که در بعضی وبسايت های فارسی يا بعضی وب سايتهای خارجی  نوشته ميشه اعتمادی نيست. من وقتی درباره ی کلمه ی <شکست مکانيک کلاسيک> گشتم سايتی رو ديدم که مطلبش رو ميارم. مثلا اينجا نوشته شده که

«

  • شکست مکانیک کلاسیک :
    مکانیک کلاسیک نیوتن تا زمانی که توصیف درست و ذاتا سازگاری از حرکت ذرات مادی در طبیعت را می‌داد که دامنه کاربردش محدود به ذرات مادی و چارچوبهای مرجعی بود که سرعت‌های نسبی آنها کسر کوچکی از سرعت نور بود. اما در سرعتهای نزدیک به سرعت نور با شکست مواجه شد. موفقیت بزرگ مکانیک کلاسیک نیوتنی در پیشگویی دقیق رویدادهای زمینی و حرکتهای کیهانی ، موضعی برای تردید در اعتبار مکانیک کلاسیک باقی نگذاشت، به گونه‌ای که درست بعد از زمانی که تبدیلات لورنتس برای توصیف صحیح انتشار نور از نظر ناظر در حال حرکت پذیرفته شد، دقت و نوع تقریبی که در قوانین نیوتن وجود داشت صرفا به عنوان نتیجه‌ای از کشف تبدیلات لورنتس بدست آمد.
  • ظهور بعد چهارم :
    با توجه به رابطه‌ای که انتخاب‌ چارچوب مختصات با شکل قوانین فیزیکی دارد، خواص دستگاههای مختصات و تبدیلاتشان جایگاه مهمی در مطالعه نسبیت دارد. در جهان فیزیکی موقعیت فضایی توسط سه مختصه مکان ، مانند (X ، Y ، Z ) (در دستگاه مختصات دکارتی) مشخص می‌شود(!!!!!)، ولی با بسط نظریه نسبیت معلوم شد که پارامتر زمان نیز بطور طبیعی با اهمیت مشابهی به صورت مختصه پنجم ، در فضای رویداد چهاربعدی ظاهر می‌شود. در این فضای چهاربعدی مختصه عمومی با شاخص یونانی نوشته می‌شود.

»

من جاهايی که ۱۰۰٪ غلطه رو با رنگ قرمز نشون ميدم. هيچوقت مکانيک نيوتنی شکسته نشد و نخواهد شد. بعد چهارم هم هيچوقت بعد از نسبيت ساخته نشد! آقا بعد ۴ام يعنی زمان. زمان توی معادلات نيوتنی نيست؟!!! البته که هست. چون مشتق زمانی مکان و سرعت تو F=ma هست. نسبيت عام نظريه ايست که فيزيک رو در فضای خميده توصيف می کنه. همين! تمام سعی انشتين اين بود که از طريق اين نظريه بتونه به F=Gm1m2/r2 برسه که فرمول کلاسيکه. حالا اين بابا اومده ميگه نظريه ی نيوتنی شکسته شد!! بچه ها من وقت ندارم بقيه ی شاهکارهای اين سايت رو در بيارم. شما سعی کنين بهشون نامه بدين.


 
باقیمانده تقسیم بر اعداد اول
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی:

فرستنده: زهرا zahra_4333[]yahoo.com

بخشپذيری اعداد به اعداد اول چه قوانينی دارد؟

جواب) چند وقت پيش جواب خوبی رو اينجا ديدم. چرا ازش نقل قول نکنم؟!

باقیمانده تقسیم بر عدد 1: همیشه صفر است. 

 

باقیمانده تقسیم بر عدد 2: برای اعداد زوج 0 برای اعداد فرد 1در واقع یعنی باقیمانده تقسیم اعداد بر 2 برابر باقیمانده رقم یکان آنها بر2 میباشد .

 

باقیمانده تقسیم بر عدد 3: برابر باقیمانده مجموع رقمهای عدد مقسوم تقسیم بر عدد3 است    مثلا باقیمانده عدد 560307161 بر 3 برابر باقیمانده29=1+6+1+7+0+3+0+6+5بر 3 است که باقیمانده 29 بر3 ,  2 میشود پس باقیمانده تقسیم آن عدد بر 3 هم 2 است.

 

باقیمانده تقسیم بر عدد 4:برابر باقیمانده 2 رقم سمت راست مقسو بر عدد 4 است      مثلا باقیمانده همون عدد 560307161 بر عدد 4 برابر باقیمانده  61 بر 4 است که عدد 1میشود.

 

باقیمانده تقسیم بر عدد 5:برابر باقیمانده رقم یکان مقسوم بر عدد 5 است مثلا باقیمانده7648بر 5 برابر باقیمانده تقسیم 8 بر 5 یعنی 3 است.

 

باقیمانده تقسیم بر عدد 6:رقم یکان عدد مقسوم را با 4 برابر بقیه ارقام جمع میکنیم باقیمانده تقسسم حاصلحمع بر 6 برابر باقیمانده مقسوم بر عدد 6 میباشد مثلا باقیمانده 7648 برابر باقیمانده 76 8+(4*4+4*6+4*7)  عد بر عدد 6 است که باقیمانده عدد4 میباشد.

 

باقیمانده تقسیم بر عدد 7:عدد مقسوم را سه رقم سه رقم از سمت راست جدا میکنیم یه اولی مثبت به دومی منفی به سومی مثبت و... میدهیم باقیمانده تقسیم قدر مطلق عدد حاصل بر عدد 7 برابر باقیمانده عدد اصلی است  مثلا باقیمانده عدد4307589 بر 7 برابرباقیمانده تقسیم  286=589+307-4 بر 7 میباشد که باقیمانده عدد 6 است.

 

باقیمانده تقسیم بر عدد8:برابر باقیمانده تقسیم سه رقم سمت راست عدد بر 8 میباشد مثلا باقیمانده تقسیم 4257693171 بر 8 برابر باقیمانده تقسیم 161 بر 8 است که عدد 3 میشود.

 

باقیمانده تقسیم بر عدد 9:مانند باقیمانده بر عدد 3 برابر باقیمانده بر مجموع ارقام مقسوم میبلشد.

باقیمانده تقسیم بر عدد 10::برابر رقم یکان عدد میباشد

 

باقیمانده تقسیم بر اعداد (11 و101و 1001و 10001و...):از سمت راست به اندازه ی یکی بیشتر از تعداد صفر عدد رقمها را جدا میکنیم یعنی مثلا درتقسیم بر 11 یکی یکی رقمهای مقسوم را جدا میکنیم در1001 سه تا سه تا جدا میکنیم وبه همین ترتیب سپس برای اعدادی که  تعداد رقمهای صفرشان زوج است(مثل 11 و1001)  به ترتیب از راست به آن رقمهایی که جدا کردیم علامت مثبت منفی مثبت و.... میدهیم وبرای آنهایی که تعداد رقمهای صفرشان فرد است مثل(101 10001و..) از سمت راست به رقمهای جدا کرده علامت منفی مثبت منفی و...میدهیم  و جمع میکنیم باقیمانده تقسیم عدد حاصلجمع براین اعداد برابر باقیمانده عدد مقسوم بر همان عدد است.

 

باقیمانده تقسیم بر توانهای عدد2 وعدد:5(4و25و8و125و...): اگر مقسوم علیه عددی  ازتوانهای 2 یا 5 باشد باقیمانده برابر باقیمانده تقسیم تعداد  رقمهای سمت راست عدد مقسوم به اندازه ی توانی که 2 یا 5 به آن

رسیده اند بر همان عدد است مثلا باقیمانده اعداد بر 16 یعنی 2 به توان 4 برابر باقیمانده 4 رقم سمت راست عدد بر 16 میباشدو...

 

باقیمانده بر اعدادی مانند (9و99و999و9999و...):به اندازهی تعداد ارقام آن از مقسوم از سمت راست جدا میکنیم وجمع میکنیم باقیمانده نقسیم حاصلجمع بر این اعداد برابر باقیمانده ی اصلی است.

 

از وبنويس خوب علمولوژی!

 

ممنون از سوالتان


 
← صفحه بعد